مهمان شدیم از کرمِ مرتضی علی
شرمنده کرد مثلِ همیشه مرا علی
از راه میرسد پسرش؛ شیعه دور نیست
با ذوالفقار و پرچم و سربندِ یاعلی
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج
مهمان شدیم از کرمِ مرتضی علی
شرمنده کرد مثلِ همیشه مرا علی
از راه میرسد پسرش؛ شیعه دور نیست
با ذوالفقار و پرچم و سربندِ یاعلی
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج
مضمونِ تازه بینِ اشعارم ندارم
حرفی به جز افسوسِ بسیارم ندارم
هر جمعه جز یادآوریِ غیبتِ تو
کاری عزیزِ فاطمه دارم ؟ ندارم
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ
چه جشنی و چه عیدی تا نباشی
به هم می ریزد این دنیا نباشی
شب قدری که می آید الهی
تو در غربت تک و تنها نباشی
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ
شرمنده پیشِ تو به هنگامِ گرفتاری می آیم
تو یاری ام کردی ولی من کم پِیِ یاری می آیم
هر چند بی مقدارم و غرقِ گناه اما گل نرگس
من را نبر از یاد در راهت به یک کاری می آیم
اَللّهم عجّل لولِیک الفرَج
شاه است حسین و غیر او شاهی نیست
عشق ابدی است عشق گه گاهی نیست
جمع اند همه کرب و بلایی ها پس
تا صبح ظهور ، عاشقان راهی نیست
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ